![]() |
![]() |
|
| هر بارکه ببافی بعدبشکافی نخش تاب برمی... |
|
روی اسفالت باگچ, میکشند یک تصویر/ پشت نیمکت ردیف سوم یک نفر بلند بلند می خواند مارا به چوب و رخت/ چی؟ فریفته اند؟ اقااااا اجازه اسم منهم... جواب مساله واضح است خانم روی صورتش را گچ می گیرند/ می شود مودب بود گورتان را لطفا گم نمائید خانم صعود می کند یک سقوط تنها میشود واژه انحراف مینویسد برعکس بریده ق ش ع آهان یافتم زن اول شعر بود! روبروی تخته رعنا : تلخ چارق: گیوه پناهگاه: گونی... قرمز, آژیر ,ضربدرهای چسبی روی شیشه صعود می کند یک سقوط تنها میشود واژه انحراف مینویسد برعکس بریده ق ش ع ما نباید به فلان مدرسه می رفتیم می نویسد بر عکس می نویسد بر عکس می شود کبرا , کبرای کبرا نسل او هنوز واژه را می نویسد برعکس وبریده ق ش ع 123... میرود تا بالا روبروی پنجره طبقه 47 یک جفت کفش بود که پایین می رفت. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی و یکم فروردین 1384ساعت 20:37 توسط فریبا |
|
|
به دنیا آمدم {قهقهه} کورمال |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام فروردین 1384ساعت 13:28 توسط فریبا |
|
از کلوز اپ دست او می شوی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1384ساعت 13:22 توسط فریبا |
|
|
روی خودم هاشور میکشم |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم فروردین 1384ساعت 20:38 توسط فریبا |
|
|
بد زخمی, بی درمان است.
کاش هنوز معلق نوزاد عالم مجردات بودم و با حس قنداب اشباع می شدم/ {نو} چتتتتتتتتتتتته بد جوشم جوش نمی خورم هیاتم را بلند کرده اند... دماغت را بکش بالا عجب ,عجب با خودت می گویی بزرگ شده ای یا فکرت! بگذار خالیت کنم خالییییییییییییییییییییییی روده هزار متر مبارک باشه ببرم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1384ساعت 1:21 توسط فریبا |
|
|
زن
این جنس من است اگر زن نباشد پس من هم نباید باشم مثل ژاکت و کاموا کلاف بافتنی هیچ شباهتی به من ندارد نه دارد شبیه من سردرگم است هر بار که ببافی بعد بشکافی نخش تاب بر میدارد زنها همه ژاکتند مادرم همیشه به ما نفتالین میزد تا مبادا بید به ما بزند وقتی زمستان از گنجه بیرون امدم همه را بید زده بود |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و سوم فروردین 1384ساعت 2:19 توسط فریبا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
|
RSS
|